به خاطر فرزند تلویزیون بیشتر وقتها روی کانالهای برنامه کودکه. از اینرو ما دائم داریم کارتون میبینیم. یه برنامه هست که شخصیتهاش پنج تا سگ عروسکی هستن. یکیشون رو صندلی چرخدار نشسته. همهشون با هم بسکتبال بازی میکنن، موزیک اجرا میکنن، کار میکنن و همه فعالیتهاشون با همه. یه برنامه دیگه هم دیدم که با شعر و موسیقی به بچه ها زبان اشاره مخصوص ناشنوایان یاد میداد.
اینجا هیچ کس به خاطر معلولیت محدود نمیشه. به همین خاطر از بچگی تو ذهن بچه ها میکنن که ناتوانی جسمی شخص باعث نمیشه که اونو از فعالیتهای اجتماعی کنار بذاریم. امکانات هم که در حد عالی برای ناتوانهای جسمی که بهتره بگم کم توان در همه جا هست. خوش بحال آدمهای اینجا که اینقدر اهمیت دارن.
31.10.07
28.10.07
ویدئوی پست قبل برای ایران قابل نمایش نیست چون از یو تیوبه. همینه که بعضیهاتون نتونسته بودین ببینید. احمد کیارستمی کامپیوتر خونده اما دو تا موزیک ویدئو هم برای کیوسک ساخته. شاید باز هم کارهای دیگری داشته باشه اما من هنوز ندیدم.
ناتالی اون چی بود نوشته بودی؟ یعنی وبلاگت بسته شد؟ قبول نیست ها! تو که بیوفا نبودی پر جور و جفا نبودی
دو کتاب از صادق چوبک
25.10.07
ای داد از عشق که رفت ز یاد
این روزا خوراکم شده این ویدئو. احمد کیارستمی هم به مانند پدرش نابغه است درساده نمایش دادن.
ای داد از عشق
موسیقی: کیوسک
ویدئو: احمد کیارستمی
ببخشید که حرف تازهای گفته نشد.
Posted by
خاتونك
at
8:00 AM
|
17.10.07
چاه بابل
چهارشنبه، 25 مهر 1386
مرسی دوستان عزیزم بابت اظهار لطف همگی. الان در حالت ذوق زدگی محض به سر میبرم وقتی میبینم اینقدر لوسم کردین!
دو کتاب از یک نویسنده
وردی که برهها میخوانند (قسمت یک– قسمت دو– عکس روی جلد)
ادامهی خاطرات شهرنوش پارسیپور( نمیدونم چرا تموم نمیشه. خودم هم خسته شدم اما انگار چند نفری علاقمند هستند و دانلود میکنن پس برای اونها میذارم)
15.10.07
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
دوشنبه، 22 مهر 1386
وقتی مینویسم نوشتههام میشن یه مشت دری وری. نه اینکه بگم تا حالا چیز درست و حسابی نوشتم نه. اما از هر چی که تا حالا هم نوشتهام بدتر و به درد نخورترن برای همین هم از پست کردنشون پشیمون میشم.
گمان نمیکنم دیگه بخوام تو این وبلاگ حرفی بزنم. شاید به روز کردنها فقط برای اینه که این وبلاگ رو دوست دارم و دلم نمیاد حذفش کنم. حداقل تا وقتی که مطلب جالب و کتاب نایابی در دسترسم باشه که بتونم برای مبارزه با سد و صافی(!) های اینترنت ایران در این وبلاگ بذارم اینجا رو سرپا نگه خواهم داشت.
مصاحبهی فروغ فرخزاد با ایرج گرگین رو خیلی دوست داشتم. نمیدونم نایابه یا در دسترسه. بطور اتفاقی بهش برخوردم. گفتم شما هم بشنوید. کیفیت فایلهای صوتی رو پایین میارم تا زمان دانلودشون کوتاه بشه اما قابل شنیدن هستن.