29.6.08

Greek day

خوبی کشوری مثل کانادا اینه که اگر مثل من هنوز کشورهای زیادی رو تو دنیا ندیدین می‌تونین یه گوشه از فرهنگ‌ و رسوم‌شون رو اینجا ببینین و باهاشون آشنا بشین یا می‌تونین غذاهای ملیت‌های مختلف رو تو رستوران‌های گوناگون نوش جان کنین. گاهی هم در این نوع اتفاقات خوبی که در شهر میفته شرکت کنید.

June 22nd Greek day

بساط رقص و موزیک یونانی و سوولاکی و آبجو به راه بود!وقتی مردم بدون لباس محلی اینجوری می رقصیدن اگه نمیدونستم که کجا اومدم نمیتونستم تشخیص بدم که یونانی هستن یا ترک. میشه حدس زد که چقدر تحت تاثیر فرهنگ ترک‌ها قرار گرفتن.

این هم یک خانم خیلی قد بلند!

و این یکی خانم هم که نقش مجسمه رو بازی می کرد!

18.6.08

خط فارسی را نمی توان اصلاح کرد

این مصاحبه با همان دکتر باطنی نویسنده مقاله فارسی زبانی عقیم است ( پست قبلی ) است. اگر شما هم مثل من به چنین مباحثی علاقمند هستید می توانید از اینجا دانلودش کنید.

8.6.08

یکشنبه 19 خرداد 1387

سایت فارسی بی بی سی کار جالبی شروع کرده و قراره که زندگی نامه‌ی شخصیتهای علمی و فرهنگی بصورت مختصر و مفید روی سایت گذاشته بشه. امروز زندگینامه‌ی دکتر محمدرضا باطنی رو خوندم به همراه یک مقاله در باره‌ی زبان فارسی از این استاد زبان‌شناسی.

به نظر من کسانی می‌تونن به کشور و فرهنگ و جامعه‌شون کمک کنن که نگاهی بدور از تعصب داشته باشن. در اینصورته که می‌تونن معایب رو ببینن و در رفع اونها تلاش کنن.
این مقاله رو بخونید تا منظورم بیشتر براتون روشن بشه. برای دانلود هم گذاشتم اگر بی بی سی براتون مسدوده.

زندگی نامه‌‌ی دکتر محمدرضا باطنی

مقاله

28.5.08

چهارشنبه، 8 خرداد 1387

من خیلی سعی می‌کنم که روشنفکرانه و به دور از همه‌ی پیش فرض‌هایی که از جانب اجتماع و مذهب و فرهنگم به من داده شده به قضیه‌ی همجنسگرایی نگاه کنم. این درست که همجنسگرایی طبیعیه و فرد همجنسگرا گرایش به همجنس داره و این اصلاً دست خودش نیست و این هم قبول که همجنسگرایی از فهرست بیماری‌های روانی خارج شده و افراد همجنسگرا نباید از حقوق اجتماعی‌شون محروم بشن و از این دست حرفها.
اما
یه چیزی رو نمی‌تونم بپذیرم اون هم اینه که چرا به این افراد اجازه میدن تا بچه ای رو به فرزند‌خواندگی بگیرن؟ اون بچه چه گناهی کرده که مادرش باید یک مرد باشه یا برعکس پدرش یک‌ زن؟ یه بار در وبلاگی خوندم که نوشته بود در آلمان دو مرد با بچه‌شون سوار اتوبوس شده بودن و بچه‌ی بیچاره به یکی از اون سبیل کلفت‌ها مامان می‌گفته و به اون یکی بابا! حالا اون بچه، پدر یا مادر خودش رو با پدر و مادر همکلاسی‌هاش مقایسه نمی‌کنه و این تفاوت فاحش باعث آزار روحی اون بچه نمی‌شه؟ اون‌هایی که اینقدر به فکر همجنسگراها هستن تا این افراد از نظر روحی و روانی آسیب نبینن به فکر این بچه‌ها نیستن که در چنین خانواده‌های ناهنجاری بزرگ میشن؟

شاید هم من هنوز خیلی تیره فکرم که چنین حقی رو برای این افراد قائل نیستم.

13.5.08

بهار ونکوور

سه شنبه، 24 اردیبهشت 1387
Taylor way- west Vancouver
تیلور وی نام خیابانی است در شهر وست ونکوور. تو این فصل درختهاش شکوفه بارون میشن


پای بعضی از درختها سنگ یادبودی هست این یکی رو دوست داشتم